نارین محمدی
اگر فرزندان خانواده خوب و بی عیب باشند تأثیرات تربیت از طرف پدر است و اگر خطایی مرتکب شوند تقصیر از مادر است.
این فرهنگ ماست. اگر دختر مرتکب اشتباه شد و یا از خواسته های تحمیلی مردان خانواده سر باز زد همه انگشتها به سوی مادر نشانه می روند که تقصیر از تو بوده.
امروز دختری در شهرستان مریوان به دلیل امتناع از ازدواج اجباری و فرار از خانه توسط پدر در خانه زندانی و مورد شکنجه قرار گرفته است. مادر محکوم است که خوب دخترش را تربیت نکرده است برای همین یا باید در شکنجه کردن مشارکت کند و یا خود هم شکنجه شود. مادر نگین دختری که هم اکنون زیر شکنجه به سر می برد تن به شکنجه کردن نداده است برای همین او نیز به سرنوشت دختر دچار شده است.
مردان و زنان جامعه ما تا حدودی به اندازه هم از نظام حاکم در رنجند که البته بیشتر زنان و دختران بار این رنجها را بردوش دارند. مردم ما از سیاستها و قانونهای حاکم در جمهوری اسلامی در عذابند و بارها صدای نارضایتی برآورده اند، این مردم می دانند که سیستم حاکم از خشونت علیه زنان حمایت می کند نه به خاطر حیثیت مردان که این هم داستان مفصلی است، بلکه برای تحقیر و عقب نگه داشتنشان است، اکثر این مردم اینها را می دانند اما نمی دانم چرا راه ساده مبارزه و سرنگونی این سیستم را در پیش نمی گیرند! حمایت از زنان و دخترانشان. اگر امروز پدر نگین که ظاهراً فردی فرهنگی هم هست دست از خشونت بر دارد و اگر فردا همه پدران و برادران سرزمین ما دست حمایت به سوی زنان این سرزمین دراز کنند به یقین آینده ای پر از روشنی و آزادی و یکسانی خواهیم داشت.
نگین و مادرش به چه جرمی در عذابند؟
دختر به جرم تن ندادن به ازدواج اجباری و مادر به جرم اینکه هم جنس دخترش است. آیا مسئله غیر از این است؟
آیا اگر هم نگین کس دیگری را دست داشته باشد این جرم است؟ آیا در جامعه ما زنان همیشه باید تاوان دوست داشتن را با بهای سنگین بپردازند. من در عجبم! همین زنان به این مردان که خشونت به بخشی از رفتارهای روزانه شان تبدیل شده است عشق می ورزند اما آنها در مقابل چه می کنند؟
من خود با بسیاری از این زنان و دختران از نزدیک حرف زده ام. چه دخترانی که برادرها و پدرانشان را که برای سالها خشونتهایشان را تحمل کرده اند مورد بخشش قرار داده اند. من جز سخن از بخشش چیز دیگری از این دختران نشنیدم. اما برادران چه؟ در بسیاری از موارد چیزی جز حذف خواهر نشنیدم. این مسئله نه تنها درباره رابطه برادر و خواهر بلکه حتی در روابط زناشویی هم رخ داده است.
من برای خودم، برای مردممان و برای ملتی که خواهان رسیدن به آزادیست متأسفم. من متأسفم که هنوز در شهر من و در کشور من زنان و دختران به خاطر دفاع از حق خود شکنجه و زندانی می شوند. اینبار هم متأسفم که با وجود زندانی بودن “هانا” ” زینب”ها و اینکه حتی پدر نگین هم می داند که آنها برای دفاع از حق خود و دیگر زنان و دختران این کشور به در زندانهای جمهوری اسلامی به سر برده و چه شکنجه ها که نمی شوند و به یقین می دانم که همین پدران نگین ها چه نفرینها که نثار چنین شکنجه گرانی می کنند. اما آیا واقعاً وی غافل از این است که اول باید از خود شروع کند؟
امیدوارم پدر نگین هر چه سریعتر به این رفتار دور از انسان دوستی اش پایان دهد و در مقابل هر چه نماد زن ستیزی و ضد انسایت هست بایستد و بیشتر از این ننگ را بر دوش نکشد.









