حذف خود به جای خشونت

14 07 2008

به ققنوس های دیار ما (1)

حذف خود به جای خشونت

قمری احمدی

خودكشی يكی از معضلات اجتماعی است كه با توجه به پيچيده‌تر شدن تعاملات و ارتباطات در بيشتر جوامع رو به‌افزايش است و بالارفتن نرخ آن نزد گروهها اقشارو طبقات مختلف اجتماعی، نگرانی فزاينده‌ای را برای جوامع امروز بوجود آورده است.
آمار خودكشی در كشور ما نشانگر آن است كه اين پديده در ميان زنان به يك معضل اجتماعی تبديل شده و اگر چاره‌ای انديشيده نشود آثار سوء آن بر جامعه نيز اثرگذار خواهد بود.
خودسوزی، بدترین نوع خودکشی:
خودسوزی شایع ترین راه اعتراضی است که زنان کرد انتخاب می کنند. اعتراض به ناملایماتی که تحملش از عهده یک «انسان» خارج است.
انگیزه ها و عوامل سیه روزی، خشونت، خودسوزی، قتل و دیگر محرومیت زنان ریشه های تاریخی و سنتی فراوان دارد که ضرورت مبارزات همه جانبه طولانی و تدریجی مدنی را می طلبد.
دختران وزنانی که به خودسوزی اقدام کرده اند غالبا دچار بحران هایی با محوریت مسائل خانوادگی بوده اند هر یک به نوعی در زمینه مسائلی همچون ازدواج،طلاق،حق کار،حق تحصیل و در ارتباط با محیط خارج خویش با خانواده درگیر بوده ودر تمام موارد، زنان یادشده درموقعیت فقدان عاملیت ومحدودیت شدید قرار داشته اند. ازدواج تحمیلی،ممانعت از تحصیل وکار،مسائل پس از طلاق ،خودسوزی دراین هنگامه به صورت یک درامای قوی اجتماعی ظاهر می گردد و مظلومیت زنی را که تمام درها را به روی خودبسته می بیند به نمایش می گذارد. خود سوزی را تنها راه پدیدار شدن عاملیت خود مي داند. گویی او تنها اینجا و در آخرین لحظات عمر خویش می خواهد عاملیت خود را به رخ تمام کسانیکه او را عمری چون عروسکی کوکی می خواستند، بکشد.

براساس تحقیقی که توسط امجدی و گنجی در سال ۱۳۷۸ انجام شده، خودسوزی در میان زنان چیزی حدود چهار برابر مردان است. زنان بیشتر در سنین جوانی خودکشی می کنند. همچنین در میان زنان متاهل خودکشی متداول تر از زنان مجرد است (۶۴ درصد متاهل در مقابل ۳۶درصد مجرد). خودکشی در میان زنان متاهل بیشتر به دلیل آزار و اذیت از جانب همسران شان بوده است. آزار همسر به ویژه برای زنانی که در سنین پایین ازدواج می کنند سبب افسردگی می شود و می تواند عامل مهمی در ایجاد انگیزه خودکشی باشد.
گزارش ملی خودکشی زنان با تاکید بر اینکه خودکشی به ویژه در بین زنان به صورت یک مساله اجتماعی درآمده است، بیان می کند؛ آمار خودکشی در سال ۱۳۷۵ معادل ۵۸۸ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر بوده است. این میزان در سال ۷۶ به ۴۴۲ نفر و در سال ۷۷ به ۴۵۳ نفر و در سال ۷۸ به ۳۲۴ نفر رسیده است، یعنی بیشترین میزان خودکشی زنان در سال ۷۵ رخ داده است که این میزان در سال ۷۶ کاهش یافته و در سال ۷۷ کمی افزایش داشته و در سال ۷۸ نیز کاهش چشمگیری یافته است. بنابراین کاهش میزان خودکشی زنان را می توان در اکثر استان ها مشاهده کرد. مهمترین یافته های این گزارش حاکی از آن است که به جز استان سمنان که روند خودکشی زنان در آن روندی صعودی بوده در سایر استان های کشور روند خودکشی رو به کاهش بوده است. در استان های کردستان، سمنان، کهکیلویه و بویراحمد، مرکزی، هرمزگان، یزد و سیستان و بلوچستان میزان خودکشی زنان در سال ۷۸ نسبت به سال ۷۷ افزایش یافته، هر چند نسبت به دو سال ۷۵ و ۷۶ با کاهش رو به رو بوده است. متاسفانه زنان در کردستان از روش های خشن تر همانند خودسوزی برای خودکشی استفاده می کنند. دکتر حسن زاده، روانشناس نیز عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیست شناسی را در افزایش خودکشی تاثیرگذار می داند؛ «با توجه به عوامل اجتماعی هر چه تغییرات در جامعه بیشتر باشد یا بر اساس عوامل فرهنگی، سنت ها و باورهای مردسالارانه در جامعه شدت بگیرد، آمار خودکشی نیز افزایش پیدا می کند.» موسی ملک محمودی، یکی از پژوهشگران طرح پژوهشی بررسی جامعه شناختی زنان می گوید: «۴۴ درصد زنانی که اقدام به خود کشی می کنند خانه دار هستند.» گزارش ملی خودکشی زنان حاکی از آن است که استان های کردنشین کشور در خودکشی زنان در رتبه های اول تا سوم قرار دارند، به طوری که استان کرمانشاه در رتبه اول، استان ایلام در رتبه دوم و استان کردستان در رتبه سوم قرار گرفته است.(منبع روزنامه اعتماد)
متاسفانه آمار واقعی این پدیده هولناک، بسیار بیشتر از آمارهای مخدوش رسمی است. معمولا موارد منجر به فوت سریع فوت (بدون انتقال به مراکز درمانی) علاوه بر دلایل مذهبی به دلایل فرهنگی از قبیل حفظ آبرو ، مقصر قلمداد شدن والدین ، همسر یا شاید هم به دلیل ملامت عمومی پنهان می شود. از طرفی مصدومان خودسوزی که به بیمارستان منتقل می شوند همواره با تهدید از سوی اطرافیان مواجه هستند که مبادا علت سوختگی را خودسوزی و عمدی اعلام کنند بلکه باید بگویند که بر اثر حادثه دچار سوختگی شده اند. زیرا باور خانواده بر این است که اعلام خودسوزی، باعث بی آبرویی ، مشمول پیگرد قانونی و قضایی می شود یا هزینه درمان مصدوم از طرف بیمه پرداخت نخواهد شد. یکی از پرستاران بخش اورژانس می گوید: «انکار خودسوزی توسط خانواده فایده ای ندارد زیرا الگوی سوختگی فردی که خودسوزی کرده با فردی که بر اثر حادثه دچار سوختگی شده متفاوت است. در خودسوزی دو طرف بدن می سوزد، سر و صورت هم می سوزد در حالی که کمتر اتفاق می افتد که بر اثر آتش سوزی غیر عمدی، فرد اینچنین دچار سوختگی بشود. آشفتگی اعضای خانواده در هنگام انتقال مصدوم به بیمارستان و متناقض بودن گفته های اطرافیان و مصدوم نسبت به علت سوختگی هم می تواند دست آنها را رو کند. “
دلایل:اگر بخواهیم به دلائل عمده خودسوزی زنان در این مناطق بپردازیم هر یک از موارد زیر نقشی موثر در این بازی هولناک ایفا می کنند:
1- مناسبات فرهنگی خاص وسایه سنگین هنجارها ومناسبات ایلی وقبیله ای حاکم بر این مناطق وعدم تغییرات بنیادی در بافت این جوامع همچون زنجیری بر دست وپای زن امروز این مناطق مانده وتمام حریم های شخصی او نشانه رفته است. دختر امروز ایرانی علی رغم تمام محدودیت های موجود با تلاش خویش به آگاهی دست یافته و او امروز آرمان خواه است و نمی خواهد همچون نسل مادران خویش در برابر سرنوشت مقدر شده توسط پدر،همسر،عمو وبرادرخویش سر تعظیم فرودآورد. این طغیان او سبب بروز اختلافات خانوادگی گردیده و ازآنجایی که گاهی او را هیچ امیدی به فردایی روشن نيست که بتواند خود سرنوشت خویش را با شایستگی وتلاش خویش رقم زند، از این رو سوختن و نساختن را انتخاب می کند. آنچه که در این مجال نباید از نظر دور داشت نقش حمایتی قانون جهت احقاق حقوق پایمال شده این زنان و به رسمیت شناختن استقلال آنان در نهاد خانواده است. باید دولت ومجلس به راهکارهای قانونی جهت دست یابی زنان به ابتدائی ترین حقوق خویش اندیشیده و با برخورد با ناقضین حقوق این زنان که معمولا از سوی نزدیک ترین افراد خانواده شان صورت میگیرد زمینه های کاهش بروز این پدیده جانکاه را فراهم آورند. نقش دیگر دولت را نیز می توانیم در ایجاد بسترهای فرهنگی لازم جهت رنگ باختن ارزش ها و هنجارهای ناپسندی که به عنوان عرف در این مناطق پذیرفته شده اند دانست که عاملی شده اند برای تشدید خشونت علیه زنان .
2- شکنجه‌های روحی و روانی در خانواده:
براساس تحقیقی که “میترا خاقانی”دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه الزهرا انجام داده است از بین انواع خشونت ها، خشونت روانی بیشترین ارتباط را با تمایل به افکار منتهی به خودکشی و آسیب رساندن به همسر دارد. نتایج این پایان نامه نشان می دهد زنانی که مورد خشونت قرار می گیرند باوجود اینکه از حمایت های خانوادگی برخوردار بودند،اما تمایل به افکار منتهی به خودکشی و آسیب رساندن به همسر داشتند.
3- فقر مالی حاکم ونرخ بالای بیکاری: فقر به عنوان یکی از عوامل بروز حالت روان پریشی شناسایی شده است .کیست که بتواند پارادوکس فقر و بیکاری شدید افراد این مناطق را با وجود تمام منابع زیرزمینی موجود در این سرزمین نادیده بگیرد. دکتر فاضلی استاد دانشگاه و جامعه شناس می گوید: در این میان باید به ضرب و شتم زنان توسط مردانشان و فقر اقتصادی آنان نیز در افزایش میزان خودکشی زنان اشاره کرد.اغلب این مردان به دلیل بیکاری به آزار و اذیت زنان و کودکان خود می پردازند.بیکاری و فقر مالی تا آنجا پیش می رود که مردان برای رهایی از آن به اعتیاد و فساد اخلاقی روی می آورند.
4- افسردگی واسترس: افسردگی و پيامدهای ناشی از آن از جمله مهمترين عوامل خودكشی و خودسوزی در زنان است. ساختار سنتی خانواده‌ها بخصوص روستاييان كه بر فرهنگ مرد سالاری بنا شده زمينه وقوع خودسوزی را كه زجرآورترين نوع خودكشی است، فراهم می‌كند. مشاور استاندار گلستان در امور بانوان در اين رابطه می گوید:” برای خودكشی عوامل گوناگونی وجوددارد اما مهمترين عواملی كه باعث می‌شود تا اكثر زنان و دختران دست به آن بزنند افسردگی ، سرخوردگی و فقر است. از آنجا كه هنور اكثر محيطهای خانوادگی در جامعه ما مردسالارانه است و مرد است كه اولين و آخرين حرف را می‌زند ، زنان دچار نوعی وحشت و سرخوردگی در زندگی می‌شوند و ميل به ادامه زندگی را از دست می دهند. امروز اكثر زنان و دختران جامعه ما در حال تحصيل در دانشگاهها هستند و اين قشر زمانی كه از دانشگاه فارغ‌التحصيل می‌شود نگاهی نو به محيط اطراف خود دارد و واضح است كه اين افراد ديگر نمی‌توانند با فكرهای سنتی و بسته كنار بيايند و حتی از كار كردن در جامعه نيز محروم می‌شوند و تمامی اين عوامل دست به دست هم داده و باعث بروز پديده‌ای بنام خودكشی می شود. “(2)
معین فر استاد دانشگاه و پژوهشگر نمونه سال 82 ،همچنين بالا نبودن سطح آگاهي در جوامع سنتي را از ديگر سرخوردگي جوانان و به تبع زنان دانست و در این رابطه می گوید اغلب جوانان در جوامع كوچك از اين رنج مي‌‏برند كه چرا اطرافيان و جامعه احساسات آنان را درك نمي‌‏كنند و هنگامي‌‏كه در چنين شرايطي جوانان تصميم به خودكشي مي‌‏گيرند، اغلب اميد به زندگي خود را از دست داده‌‏اند.(3)
5- گاهی دختران وادار به تن دادن به ازدواج‌های اجباری می‌شوند كه آن هم يكی از علتهای خودسوزی است.
6- در بعضی از موارد این زنان شاهد خودسوزی زنان اطراف خود بوده و در واقع خودسوزی را به عنوان یک الگوی ابراز هیجان جمعی انتخاب کرده اند. اما نتیجه مهمی که از گفت وگو با این زنان به دست می آید این است( حداقل به اذعان کسانی که از خود سوزیها جان سالم بدر برده اند) که اتفاقاً در کردستان مسائل روانی، نقش موثری در ارتکاب به خودسوزی نداشته بلکه مشکلات اجتماعی و فرهنگی حرف اول را می زند.

7- چندهمسری را از دیگر عوامل خودکشی در میان زنان می توان عنوان کرد. (4)
8- عدم بسترهای مناسب جهت شرکت وحضور گسترده زنان در صحنه های سیاسی واجتماعی و فقدان کانون ها و نهادهای غیر دولتی جهت افزایش حضور زنان در عرصه های اجتماعی در جامعه ،طبق نظریات جامعه شناسان بسیاری از رفتارهای ضد اجتماعی که از انسان ها سر می زند به دلیل عدم تعلق خاطر آنان به هیچ گروه و صنف و نهادی است واین افراد خود را عضوی موثر در جامعه نمی دانند و یا در هیچ عرصه ای عاملیتی برای خویش تصور نمی کنند.
9- پدیده جنگ: مردم بیشتر این مناطق (استانهای رتبه اول تا سوم خودکشی و خودسوزی زنان) در طول 8 سال جنگ تحمیلی به نوعی در صف اول کسانی بودند با جنگ دست وپنجه نرم می کردند. عده ای که در شهرها ماندند نگرانی و اضطراب وفشارهای روانی حاصل از خط مقدم بودن این مناطق را تجربه کردند. ازطرفی دیگر عده ای هم که مهاجرت کردند اغلب آنها در حاشیه شهرهای دیگر سکنی گزیدند فشارهای ناشی از این مهاجرت اجباری اثرات بدی را در ذهن و روح و روان مردمان منطقه گذاشت. ساکنان این مناطق هم اکنون نیز با گذشت دو دهه از پایان جنگ هنوز در مقایسه با سایر مناطق کشور محروم هستند و نیاز به سرمایه گذاری های زیربنایی در این استان ها توجه و اهتمام بیشتری می طلبد.

10- فقدان امكانات لازم، آگاهی نداشتن خانواده‌ها، شكاف طبقاتی و سنتی بودن فضای خانواده‌ها نیز موجب می‌شود تا اين آسيب اجتماعی همچنان قربانی بگيرد.

11- وجود قوانین نابرابری چون:
الف: حق طلاق در اختیار مرد می باشد به این معنی که مرد می تواند هر لحظه ک میل کند همسرش را با رضایت و بی رضایت وی طلاق دهد. در حالیکه قانون چنین حقی را برای زن قایل نیست.
ب: مرد می تواند همزمان چهار همسر دائم داشته باشد(البته به همراه بی نهایت زن صیغه ای که این مورد خاص اهل تشیع است). این قانون هراسی به نام ترس از هوو در دل تمامی زنان این مرز و بوم اندخته که رهایی از آن کابوس بجز تغییر آن میسر نیست.
ج: عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن 13 سال تمام شمسی
د: در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است
ذ: شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند.
ر: زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید
ز: زنان شوهر دار ولو کمتر از 18 سال تمام با موافقت کتبی شوهر می تواند درخواست گذر نامه کند و خروج از کشور و مسافرت وی منوط به اجازه کتبی شوهر است
س: مسولیت کامل کیفری برای زن در نه سالگی
ش: قوانین عرفی و نانوشته مردسالارانه و قانون منع اشتغال همسر از طرف شوهر( زمینه هر چه بیشتر متکی بودن و وابسته بودن به همسر فراهم می شود) و نداشتن حق طلاق با هم مثلث مرگباری را تشکیل داده اند که زنان زیادی را به کام مرگ فرستاده اند .

راهکار:
توسعه آگاهی زن و مرد از حقوق یکدیگر( پیش بینی واحد درسی «حقوق و دانش خانواده» در آموزش و پرورش)، نداشتن توقعات فراتر از توان اقتصادی خانواده، فراهم کردن فرصت های کاری برابر برای اشتغال زنان تقویت بنیه اقتصادی خانواده ها ، نظارت بر اجرا شدن قوانین مبارزه علیه خشونت( تشدید مجازات مردانی که به هر دلیل اقدام به همسر آزاری می کنند) ، ارتقای سطح دانش و آگاهی عمومی در خصوص جایگاه شخصیتی زنان
توسعه و تجهیز خانه های سلامت، ایجاد خطوط تلفن بحران و پاسخگویی به مشکلات زنان، مراکز مشاوره ی خانوادگی، اصلاح و ساماندهی مراکز مشاوره قبل از ازدواج( با وجودی که ممکن است از عهده ی عوامل اجتماعی موجد انگیزه های خودسوزی بر نیاید ولی باز هم می تواند تا حدودی پیشگیری کننده باشد)، حمایت ویژه مالی و آموزشی از افراد آسیب دیده و آسیب پذیر توسط سازمان رفاه اجتماعی
تا زمان تغییر قوانین نابرابر استفاده از شروط ضمن عقد راهی برای تشکیل خانواده برابر : شرط وکالت مطلق زوجه در طلاق، شرط تقسیم اموال مشترک در صورت جدایی، شرط اشتغال و تحصیل و …

اگر به طور ريشه‌ای به مسائل و مشكلات زنان در جامعه پرداخته شود و زنان بدانند كه برای وجود آنها و حق و حقوق آنها به عنوان يك انسان در جامعه ارزش قائل می‌شوند، ديگر زنان ما برای رهايی از مشكلات خود دست به خودسوزی و خودكشی نخواهند زد.
در خاتمه:
در جوامعی مانند ایران که اقدام به خودکشی مخالف شئون مذهبی، فرهنگی و انسانی تلقی می شود اینکه چرا زنان و دختران خودسوزی، دردناکترترین و خشن ترین شیوه خودکشی رابه عنوان بهترين ابزار برای رهايی از مشكلات می‌دانند، سوالی است كه هنوز جواب قطعی از جانب دست‌اندركاران بررسی آسيبهای اجتماعی به آن داده نشده است. شاید راهکار های اصلی در جواب شفاف و مبتنی بر تحقیق این سوال اساسی نهفته باشد.

واقعیت عریان زنان خود سوخته را نه می توان انکار کرد نه کتمان، بلکه برخورد با آن نیازمند مدیریتی تواناست که با تکیه بر نظریات کارشناسان خبره، گره ازمشکلات این زنان که می سوزند اما دیگر نمی سازند باز کند، به گمانم باید طرحی نو
در انداخت.

ای مادران در غم نشسته!
ای خواهران!
ای دختران!
با آرزوی دنیای بدون خشونت علیه زنان

(1) اشاره به افسانه سوختن ققنوس در آتش و بر خاستن پرنده جوان و نیرومند از خاکستر آن. اولین بار این اصطلاح را از در همین سایت دیدم http: //zananm.wordpress.com

(2) http://zanan.iran-emrooz.net/index.php?/zanan/more/5472/
(3) http://rs272.mihanblog.com/Post-44.ASPX
(4) http://rs272.mihanblog.com/Post-44.ASPX


کارها

اطلاعات

دیدگاه‌تان را بنویسید: