تازه ترین مطالب

27 07 2008

روناک صفارزاده به بیمارستان انتقال یافت

روناک صفارزاده از فعالان حقوق بشر که در حوزه حقوق زنان فعاليت مينمود و از تاريخ 3/7/86 توسط نيروهاي امنيتي در شهر سنندج بازداشت گرديده است ، به علت ناراحتي شديد جسمي به بيمارستاني واقع در خارج از زندان منتقل گرديد.در پي رسيدگي پزشکي ناراحتي وي…

ادامه

قطعنامه تجمع کنندگان مقابل دادگستری سنندج

آزادی…، وقتی فرزاد این واژه را با گچ سفید بر روی تخته ی سیاه نوشت، کدامیک از دانش آموزانش فکر می کردند که نامه های او را از زندان بخوانند؟ کدامشان فکر می کرد که روزی برای زندان، نامه بنویسند؟ و کدامشان فکر می کرد که آن روز معلمشان چه جرم سنگینی مرتکب شده که مجازاتش اعدام باشد…؟

ادامه

محکومیت نه نفر به سنگسار’ در ایران

قوه قضائیه ایران، در سال ۲۰۰۲ و با صدور دستوری از سوی رئیس این قوه، اجرای مجازات اعدام با سنگسار را در ایران به حالت تعلیق درآورد، اما چون مجازات زنای محصنه از نظر حقوقی در ایران هم چنان اعدام با سنگسار است، برخی از قضات محلی، مجرمان زنای محصنه را با صدور حکم سنگسار مجازات می کنند.

ادامه

نهادهای مدنی در مریوان قتلهای ناموسی را محکوم نمودند

هرساله در شهرستان مریوان به بهانه دفاع از ناموس، زنانی توسط مردان نسبی وسببی خود قربانی می شوند،انسان تحت هیچ شرایطی حق نداردفرد دیگری را از زندگی محروم نماید وچنین کاری علاوه بر قتل نفس وگناه کبیره سبب بر هم زدن نظم عمومی جامعه وپایمال کردن حقوق دیگران می شود

ادامه

بازهم ناموس پرستی قربانی گرفت

شب گذشته 25/4/1387 در روستای دزلی در مریوان یک زن به ضرب گلوله توسط برادرانش به قتل رسید. طبق اخبار دریافتی دلیل کشتن این زن را مشکوک بودن ارتباط تلفنی وی عنوان کرده اند. این زن به نام “شهین نصرالهی” دارای همسر و یک فرزند پسر بوده است…

ادامه

حذف خود به جای خشونت

در جوامعی مانند ایران که اقدام به خودکشی مخالف شئون مذهبی، فرهنگی و انسانی تلقی می شود اینکه چرا زنان و دختران خودسوزی، دردناکترترین و خشن ترین شیوه خودکشی رابه عنوان بهترين ابزار برای رهايی از مشكلات می‌دانند، سوالی است كه هنوز جواب قطعی از جانب دست‌اندركاران بررسی آسيبهای اجتماعی به آن داده نشده است. شاید راهکار های اصلی در جواب شفاف و مبتنی بر تحقیق این سوال اساسی نهفته باشد...

ادامه





روناک صفارزاده به بیمارستان انتقال یافت

22 07 2008

روناک صفارزاده از فعالان حقوق بشر که در حوزه حقوق زنان فعاليت مينمود و از تاريخ 3/7/86 توسط نيروهاي امنيتي در شهر سنندج بازداشت گرديده است ، به علت ناراحتي شديد جسمي به بيمارستاني واقع در خارج از زندان منتقل گرديد.
در پي رسيدگي پزشکي ناراحتي وي عفونت شديد در قسمت دستگاه گوارشي تشخيص داده شد ، عليرغم اطلاع رساني مکرر خانم صفارزاده بعلت فقدان امکانات پزشکي در زندان به خصوص در بند زنان زندان هيچگونه اقدام و توجهي براي پيشگيري يا درمان وي صورت نپذيرفته بود. شايان ذکر است خانم صفارزاده همچنان بلاتکليف و تحت اتهام اقدام عليه امنيت کشور در زندان مرکزي سنندج نگهداري ميشوند.

منبع: فعالان حقوق بشر در ایران





قطعنامه تجمع کنندگان مقابل دادگستری سنندج

21 07 2008

قطعنامه تجمع کنندگان مقابل دادگستری سنندج

بر روی دفتر های مشق ام
بر روی درخت ها و میز تحریرم
بر برف و بر شن
می نویسم نامت را
آزادی

آزادی…، وقتی فرزاد این واژه را با گچ سفید بر روی تخته ی سیاه نوشت،
کدامیک از دانش آموزانش فکر می کردند که نامه های او را از زندان بخوانند؟ کدامشان فکر می کرد که روزی برای زندان، نامه بنویسند؟ و کدامشان فکر می کرد که آن روز معلمشان چه جرم سنگینی مرتکب شده که مجازاتش اعدام باشد…؟!آن هنگام که فرزاد از “زبان مادری” می گفت، آنجا که “باهم و دزدکي دور از چشمان ناظم اخموي مدرسه الفباي کردي را دوره مي کردند”، کدام یک از بچه ها به این اندیشید که این درس خیلی زودتر از آنکه بتوانند با زبان مادری خود بخوانند و بنویسند تمام می شود و زنگ بسیار زود به صدا در خواهد آمد؛ و باز هم مجبور خواهند بود با زبان کتاب هایی که مجبورند آنها را بخوانند، برای معلمشان نامه بنویسند؟ و فرزاد وقتی نامه ها را می خواند به چه می اندیشید؟

وقتی فرزاد از “نیشتمان” می گفت، آن هنگام که فرزاد و بچه ها با هم سرود “خوایه‌ وه‌ته‌ن ئاوا که‌ی…” را می خواندند، ، وقتی از “ئه‌م شوێنه‌ شوێنی کورده‌…” می گفت؛ “بين شما کدام يک، صيقل مي داد، سلاح آمان جان را…براي روز… انتقام …!”

بسیار در مورد فرزاد گفته اند و نوشته اند؛ مگر نمی نوشتند: “فرزاد کمانگرتنها يک معلم بود، عاشق محرومترين دانش آموزش، يک فعال حقوق بشري که حرمت انسانها را تقوي خود نمود، بالاخص وضعيت زنان را سند مسجل نقض حقوق بشر خواند، معتادان را بيماراني نيازمند دانست“.مگر نمی خواندیم: “فرزاد روزنامه نگاري بود که از واژه عشق قلم فرسائي مي نمود، او روحيه لطيف خود را در حمايت از محيط زيست و طبيعت پيرامونش متبلور نمود، خشونت را محکوم مي نمود…”

مگر نمی گفتند: “اعدام فرزاد اعدام یک ملت است…”مگر نمی نوشتند: ” مرحبا به اين همه پايداري و استقامتت اي بزرگ‌مرد كه آميختي آن را با حس جسارت آن‌گاه كه حكم مرگت را پيش رويت گذاردند و به جاي امضاي آن سرود جاودانگي سر دادي و داغ شكستن و سر نهادن به رأي دادگاهي بدون هرگونه وجاهت قانوني را بر دل‌شان نشاندي. و اينك اين مائيم كه هم‌صدا با تو سرود آزادگي سر مي‌دهيم و داد خواهيم اين بيداد را…”

یک هفته از تائید حکم اعدام معلم، فرزاد کمانگر می گذرد، یک هفته است که همه ی واژه های زیبا زیر سوال رفته اند: آزادی، عدالت، پایداری، حقوق بشر، عشق، ملت و معلم!و ما امروز اینجا جمع شده ایم تا فریاد سر دهیم چرا؟از سال گذشته روند خشونت ها از سوی دستگاه عدالت و ارگان های مربوطه در کردستان افزایش یافته است. حکم اعدام اعدام روزنامه نگاران کرد عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار، بازداشت و نگهداری همز مان 7 روزنامه نگار کرد در زندان در تابستان گذشته، بازداشت و صدور احکام سنگین برای فعالین، روزنامه نگاران و دانشجویان کرد: فرشاد دوستی پور، سهراب کریمی، محمد صالح ایومن، یاسر گلی، فرهاد حاجی میرزایی، حبیب الله لطیفی، سهراب جلالی، کاوه جوانمرد، صدیق مینایی، امجد غلامی و سلیمان شریفی؛ بازداشت و حکم سنگین برای فعالین حقوق بشر و حقوق زنان: محمد صدیق کبودند، روناک صفا زاده، هانا عبدی، فاطمه گفتاری و زینب بایزیدی، شکنجه و مرگ فعال سیاسی کاوه حسن زاده؛ فشار بر فعالین کارگری و صدور احکام سنگین برای آنها: محمود صالحی، شیث امانی و صدیق کریمی؛ بازداشت و شکنجه فعالین سیاسی: کمال شریفی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و ده ها نفر دیگر در شهرهای کردستان؛ فشار بر فرهنگیان و تبعید آنها: پیمان نودینیان، مسعود کردپور، شاهد علوی، حکم اعدام برای معلمی دیگر در دهگلان: انور حسین پناهی؛ و مرگ دانشجوی مظلوم کرد در بازداشتگاه اطلاعات سنندج، شهید ابراهیم لطف اللهی.

ما به بهانه ی حمایت از فرزاد کمانگر و لغو حکم اعدام ایشان گرد هم آمده ایم. اما ضمن اظهار حمایت دوباره از فرزاد کمانگر و اصرار بر لغو حکم اعدام و تبرئه ایشان در دادگاهی بی طرف، اعلام می داریم که بازداشت، شکنجه، کشتن فعالین سیاسی، مدنی و فرهنگی کرد هیچ گاه نخواهد توانست بر ملت کرد در رسیدن به اهداف خود خللی وارد آورند.

ما در برابر این مکان مقدس که مدعی اجرای عدالت در جامعه است جمع شده ایم و اصرار داریم که قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران، ضمن لغو حکم تمام فعالین کرد، نسبت به آزادی آنها در اولین فرصت اقدام نماید. همچنین هشدار می دهیم مسئولیت تبعات اجرای حکم هر کدام از فعالین که به اعدام محکوم شده اند، متوجه مسئولین قضایی و ارگان های ذیربط می باشد.

به قدرت واژه ای
از سر می گیرم زندگی
از برای
شناخت تو
من زاده ام
تا بخوانمت به نام
:
آزادی.

تجمع کنندگان مقابل دادگستری سنندج
شنبه 29 تیر 1387





محکومیت نه نفر به سنگسار’ در ایران

21 07 2008

گروهی از وکلا در ایران از محکومیت هشت زن و یک مرد به مجازات سنگسار و به اتهام زنا خبر داده اند.

اعضاء نهاد “شبکه وکلای داوطلب” در گفتگو با رسانه ها از صدور حکم قطعی سنگسار علیه این افراد که به گفته آنها “هر لحظه می تواند اجرا شود” ابراز نگرانی کرده اند و از محمود هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه ایران خواسته اند مانع اجرای این احکام شوند.

بر اساس گزارش خبرگزاریها شادی صدر از وکلای مدافعی که در “شبکه وکلای داوطلب” عضویت دارد، گفته است که شش نفر از نه متهم تنها بر اساس تصمیم قاضی و بدون حضور شاهد یا وکیل مدافع در جریان اعترافاتشان محکوم شده اند.

خانم صدر، که در سالهای اخیر برای توقف حکم سنگسار تلاش کرده است، همچنین گفت اکثر این نه نفر اهل نقاطی از ایران هستند که نرخ آموزش و سواد در آنها پایین است و برخی از آنها حتی متوجه مفهوم پرونده ای که علیه آنها تشکیل شده و اتهام خود، نشده اند.

گفته می شود زنان متهم سنی بین 27 تا 43 سال دارند و مرد متهم، 50 ساله است.

قوه قضائیه ایران، در سال ۲۰۰۲ و با صدور دستوری از سوی رئیس این قوه، اجرای مجازات اعدام با سنگسار را در ایران به حالت تعلیق درآورد، اما چون مجازات زنای محصنه از نظر حقوقی در ایران هم چنان اعدام با سنگسار است، برخی از قضات محلی، مجرمان زنای محصنه را با صدور حکم سنگسار مجازات می کنند.

نهاد “شبکه وکلای داوطلب” در دو سال اخیر مجبور به دخالت برای توقف اجرای حکم سنگسار پنج زن و یک مرد شده است، اما سال گذشته و با وجود اعتراض مدافعان حقوق بشر در داخل و خارج ایران، مجازات سنگسار علیه متهمی به نام جعفر کیانی در تاکستان به اجرا گذاشته شد.

ظاهرا این نهاد برخی نمایندگان مجلس ایران را نیز در جریان احکام صادر شده قرار داده است.

محمد مصطفایی، از دیگر وکلای عضو “شبکه وکلای داوطلب” نیز اعلام کرد: “ما تلاش می کنیم چنین مجازات هایی لغو شده و با مجازات های متفاوتی که با شان انسان تطابق دارد جایگزین گردد.”

منبع: بی بی سی