اسماعیل مولودی
7 جون
2008
دوازدهم ماه ژوئن، روز جهانی مبارزه با کار کودکان است. بیش از 200 میلیون کودک در بازار کار در جهان وجود دارند که بیشترین آنها کودکان را دختر تشکیل میدهند (بعنوان کلفت و یا نگهداری از بچه ها، قالی بافی ها و کارگاههای کوچک خانوادگی) طبق آمار سازمان دفاع از حقوق کودک بیش از یک میلیارد کودک در جهان دوران کودکی را بسر نمی برند و یا اصلا کودکی را احساس نمیکنند. نمونه آن اقبال مسیح بود که در 16 آوریل سال 1995 در پاکستان به قتل رسید، اقبال مسیح از چهار سالگی مشغول کار بود. در سال 1994 از طرف سازمانهای مبارزه با کار کودکان مورد توجه قرار گرفت و یک سفر طولانی به اروپا نمود تا در مورد کار کودکان در پاکستان و وضعیت خودش بعنوان یک کودک که دوران کودکی را لمس نکرده صحبت کند. تا چشم جهانیان به وضعیت کودکان در دنیا بخصوص در کشورهای فقیر باز شود. اقبال نمونه یک انسان استثمار شده بود که حامیان سرمایه در هنگام بازی با هم سن هایش اورا به قتل رساندند. ميليونها کودک در سراسر جهان، درشرايطی غیر انسانی، رقت بار برای تامين معيشت خود وخانوادهشان مشغول به کارند. برای مثال، بر اساس آمار سازمان ملل متحد يک ميليون کودک تنها در معادن مختلف در جهان، به کار مشغولند. در سالهای 1998 و 1999 شاهد رژه کودکان کار در دنیا بودیم. در ماه می 2004 اولین کنگره جهانی علیه کار کودکان در ایتالیا برگراز شد. دولت ایتالیا که میزبان این کنگره بود به 250 کودک آسیایی، آمریکای مرکزی و آفریقایی به بهانه امنیتی ویزا نداد و تنها 25 کودک در این کنگره شرکت داشتند. برگزار کنندگان کنفرانس دز مورد حقوق کودکان بدون حضور گسترده کودکان کار برای آنها نسخه پیچیدند. شرکت کنندگان در کنفرانس عبارت بودند از یونیسف، سازمان اتحادیه های آزاد، سازمان جهانی کار، تعدادی از نماینده سازمانهای آزاد که در رابطه با کار کودکان فعالیت میکنند.
در ایران آمار دقیقی از تعداد کودکانی که در بخش های مختلف کار می کنند در دسترس نیست ولی برخی روزنامه های ایران تعداد کودکان کار را بیشتر از 900 هزار نفر برآورد کرده اند، یعنی 900 هزار نفری که رسماً بت شده اند. از این تعداد نیمی کار ثابت دارند و به صورت تمام وقت کار می کنند. نیمی دیگر به عنوان کارگر فصلی در کوره پز خانه های آجر پزی و قالی بافی ها مشغول کار هستند.
بر اساس قانون کار ایران، به کار گماردن کودکان کمتر از 15 سال ممنوع است و به کار گیری نوجوانان ۱۵ تا ۱۸ سال نیز در شغل های سخت و زیان آور ممنوع است. قانون کار ایران، کار کودکان زیر ۱۵ سال را ممنوع کرده اما کار برای رده های سنی ۱۵ تا ۱۸ سال که که قانون آنها را “نوجوان” می نامد، با شرایطی مجاز شناخته شده است ساعت کار نوجوانان در قانون کار یک ساعت کمتر از ساعت کار کارگران معمولی است و کارفرما حق ندارد کارهای اضافی سخت و زیان آور را به نوجوانان واگذار کند. چهار سال پیش دولت ایران برای حذف کار نوجوانان نیز مقررات تازه ای وضع کرد و بر اساس آن ۲۳ نوع شغل برای افراد ۱۵ تا ۱۸ ساله ای که با عملیاتی نظیر جوشکاری و کار با وسایل با ارتعاش بالا سرو کار دارند، ممنوع شد.شرط به کار گیری نوجوانان در قانون کار این است که نوجوان در بدو استخدام به وسیله سازمان تامین اجتماعی مورد آزمایش های پزشکی قرار بگیرد. این آزمایش ها حداقل سالی یک بار تجدید می شود و اگر آزمایش های پزشکی با نوع کار تناسب نداشته باشد کارفرما موظف است در حدود امکانات خود شغل کارگر را تغییر دهد. بر اساس این قانون، استفاده از کودکان و نوجوانان در حفر قنات، کار در دامداری ها، کشتارگاه ها، کارگاه های قالی بافی و زیلو بافی، کوره پز خانه ها و نانوایی ها ممنوع شده است.
با آنکه سال ها از تصویب این قانون کار و مقررات ممنوعیت کار کودکان و نوجوانان گذشته اما شواهد نشان می دهد که این قوانین تاثیری در به کارگیری کودکان نداشته است و استفاده از کودکان و نوجوانان در بسیاری از مشاغل نظیر نانوایی، آهنگری و قالیبافی در ایران مرسوم است. برای مثال، بسیاری از کودکانی که در مرکز کودکان خیابانی شوش در تهران بسر می برند، بر اثر فقر و نداری خانواده هایشان به کار طاقت فرسا در کارگاه ها و نیز فروشندگی در خیابان ها کشیده شده اند. اما هستند کودکانی که در خود خانواده ها به کار اجباری، از قبیل نگهداری از فرزندان کوچکتر، گماشته می شوند. یکی از روانپزشکان بنام خانم یثربی ایرانی میگوید؛ “متاسفانه خانواده های ایرانی متوجه نیستند که کودکان در محیط های کاری از قبیل کارگاه ها در معرض انواع آسیب های اجتماعی قرار دارند. این در شرایطی ست که در ایران خانواده ها در فصل تابستان هنوز به رسم اعزام کودکانشان به کارگاه ها و مغازه های آشنایان و فامیل ادامه می دهند. ” اما خانم یثربی توجه نمیکند کخ زمینه این نوع برخورد پدر و مادرها اساسا بستگی به نبودن امنیت اقصادی، اجتماعی و شغلی انسانها در جامعه است. یعن بحدی فقر و تنگدستی بدد میکند که والدین به جگر گوشکانشان هم رحم نمیکنند.
وضعیت اجتماعی
دست کم سی هزار کودک و نوجوان بین ده تا چهارده سال تشکیل خانواده داده اند، این آماری است که اخیرا در موسسه های اجاعی بدست داده شده است. بعضی از سازمانهای حمایت از حقوق کودکان در ایران این رقم را بسیار بالاتر از این دانسته اند و از کافی نبودن موانع قانونی برای جلوگیری از این نوع ازدواجها انتقاد کرده اند.
قانونا در ایران سن ازدواج برای پسران پانزده سال و برای دختران 13 سال در نظر گرفته شده اما به گفته کارشناسان امور اجتماعی و خانوادگی، شرایطی در قانون هست که اجازه ثبت این نوع ازدواجها را فراهم کرده است.
ازدواج یک کودک می تواند از دید افرادی تعبیر به ازدواج یک فرد بالغ شود زیرا در ایران دیدگاه واحدی در مورد ازدواج کودکان وجود ندارد.طبق قانون روی کاغذ سن ازدواج تعین شده اما در عمل نظرات مختلف علما و مسلمین این قانونهارا در خیلی موارد از جمله ازدواج رعایت نمیشود و دولت برخورد جدی و یک دست به این مسئله ندارد. بهمین خاطر است طبق گزارشها حدود سی هزار کودک رسما ازدواجشان ثبت شده و جزو متاهلین هستند. طبق نظر کارشناسان امور اجتماعی در روستاها و نیز در شهرستانهای کوچک این مسئله سر به صدها هزار میزند و هیچ کنترلی بر آن از سوی دولت وجود ندارد. کارشناسان پیامدهای منفی چنین ازدواج هایی را بی شمار می دانند. گزارشهای زیادی حاکی از آمار بالای مرگ و میر در میان مادران زیر هجده سال است. همچنین احتمال سقط جنین در چنین شرایطی چندین برابر حالتهای عادی است. کارشناسان می گویند که یکی دیگر از بارز ترین پیامدهای منفی چنین ازدواجهایی، عدم آمادگی زوج و یا یکی از آنها برای تربیت فرزند است، البته اگر پیش از آن به طلاق منجر نشده باشد.
بر اساس کنوانسیون جهانی حقوق کودک، تمام افراد زیر 18 سال کودک به حساب می آیند ولی بر اساس قوانین فعلی ایران، دوران کودکی دختران در 13 سالگی و پسران در 15 سالگی پایان می یابد. دبیر انجمن حمایت از حقوق کودکان آقای فرشید یزدانی می گوید که بر اساس استانداردهای جهانی و کنوانسیون حقوق کودکان فرد باید برای پشت سر گذاشتن دوران کودکی، علاوه بر بلوغ جنسی، از نظر روانی، فرهنگی، آموزشی و از نظر توانایی آغاز یک زندگی مستقل نیز شرایطی را داشته باشد. شرایطی که در قوانین فعلی ایران و نیز قوانین شرعی به آن توجه کمتری شده است.
بنابراین بر اساس موازین شرعی پسران در پایان 15 سالگی و دختران در پایان 9 سالگی بالغ به حساب می آیند. تا چند سال پیش این در قانون جمهوری اسلامی مندرج بود. اکنون نیز قانون راهی را برای عمل به موازین شرعی باز گذاشته است به این معنی که اگر پزشکی قانونی تایید کند که فردی از نظر فیزیکی توانایی ازدواج و تشکیل خانوده را دارد، حتی در سنین پایین تر از این ، مجوزی بنام “گواهی رشد” برای او صادر می شود. بر اساس این مجوز او می تواند ازدواج کند.
این وضعیت در بازار کار مورد سوئ استفاده قرار میگیرد یک بعنوان کودک با اجرت کمتری کار میکنند ، دوم بعنوان کسی که متاهل است باید خرج خانواده اش را تامین کند. 14 در صد کودکان در ایران مجبور هستند برای امرار معاش به کار روی آورند. بالای 60 در صد از این کودکان (یعنی 14 در صد) هنوز سواد خواندن و نوشتن را ندارند. کودک مجبور است برای تامین و امرار معاش زوتر از موعد به بازار کار بیاید. خانواده های ایرانی با فرستادن کودکانشان به کار در مغازه ها و کارگاههای اقوام متوجه نیستند که کودکان در محیط های کاری از قبیل کارگاه ها در معرض انواع آسیب های اجتماعی قرار دارند.
باید علیه این توحش و بیعدالتی ایستاد کودکان کار قرابانیانی هستند که از بدو زندگی طعم استثمار و بیعدالتی را می چشند. زندگی و هستی و دوران کودکیشان در اثر کار از بین میرود.
اسماعیل مولودی
مددکار اجتماعی فعال دفاع از حقوق کودکان در سوئد