سه زن نگون بخت چهارشنبه آینده به دار آویخته خواهند شد

22 05 2008

14 اسفند 1386

روزنامه اعتماد: سه زن که به اتهام قتل به قصاص محکوم شده اند در ليست اع داميان قرار گرفتند و قرار است چهارشنبه هفته جاري به دار آويخته شوند.

بنا بلر اين گزارش اجراي حکم اعدام در زندان به اين سه زن ابلاغ شده و لحظات براي پايان زندگي آنها به شمارش افتاده است. اولين زن اعدامي شهربانو نام دارد که متهم است در سال 77 شوهرش را به قتل رسانده است

شهربانو که سه فرزند دارد و هر سه فرزندش اکنون در بهزيستي به سر مي برند، مدعي است شوهرش به نام رضا خودکشي کرده و وي هيچ نقشي در مرگ او نداشته است. ماموران پليس که با شکايت اولياي دم مقتول شهربانو را بازداشت کردند، ابتدا از طريق تماس تلفني اين زن در جريان مرگ رضا قرار گرفتند. شهربانو در تماس خود به پليس گفت؛ شوهرم رضا خود را در حياط خانه حلق آويز کرده است. با حضور پليس در محل و انجام تحقيقات اوليه جسد به پزشکي قانوني انتقال يافت. شهربانو ابتدا به عنوان مطلع به اداره آگاهي احضار شد و در بازجويي ها گفت؛ هنگام حادثه من در خانه نبودم وقتي برگشتم ديدم جسد شوهرم از چارچوبي در حياط خانه آويزان شده است. رضا همسر دوم من بود و از او يک بچه داشتم، دو فرزند هم از همسر اولم داشتم که آنها هم با ما زندگي مي کردند. من نمي دانم چرا رضا خودکشي کرده است و از انگيزه اش مطلع نيستم.اين در حالي بود که متخصصان پزشکي قانوني نيز در گزارشي، خودکشي رضا را تاييد کردند. در اين گزارش آمده است؛ روي گردن رضا شياري وجود دارد که بر اثر کشيده شدن پارچه يي به وجود آمده که رضا براي خودکشي از آن استفاده کرده و تارهايي از اين پارچه روي شيار مشاهده شده است. هيچ آثار ضرب و جرح يا شکستگي روي صورت يا ساير اندام هاي بدن رضا مشاهده نشده و آثار شکستگي نيز در جمجمه وجود ندارد و مشاهدات نشان دهنده مرگ بر اثر خودکشي است.هرچند پزشکي قانوني مرگ را به طور قطع خودکشي اعلام کرد، اما خانواده رضا عليه شهربانو اعلام شکايت و با معرفي وي به عنوان قاتل، براي اين زن تقاضاي صدور حکم قصاص کردند، در تمام مراحل رسيدگي به پرونده شهربانو منکر قتل شد اما سرانجام در سال 80 دادگاه عمومي تهران وي را به قصاص محکوم کرد و اين حکم در ديوان عالي کشور هم به تاييد رسيد و پرونده پس از تاييد از سوي رئيس قوه قضائيه براي اجراي حکم به دادسراي جنايي تهران فرستاده شد. شهربانو که اکنون 50 سال دارد و از سال 78 در زندان به سر مي برد با ابلاغ اجراي حکم اعدامش در سحرگاه 15 اسفندماه روزهاي پراضطرابي را مي گذراند.

دومين اعدامي زن 35ساله يي به نام اکرم است که اين زن هم به جرم قتل همسرش در زندان به سر مي برد. اکرم متهم است تابستان سال 81 شوهر 65 ساله اش را با همدستي مردي ديگر به قتل رسانده است. وي که پس از قتل خود را به کلانتري افسريه معرفي و تسليم کرده بود در جلسه محاکمه به قتل اعتراف کرد و گفت؛ مقتول شوهر دوم من بود، من در زندگي اولم موفق نبودم و به خاطر اعتياد شوهرم از او جدا شده بودم و دختري 8 ساله داشتم که با من زندگي مي کرد، يک سال بعد از جدايي خانواده ام مرا به عقد مردي 65 ساله درآوردند، خودم به اين ازدواج ميلي نداشتم اما اصرار خانواده ام باعث شد تا قبول کنم. مقتول مرد خوبي بود، اما چون با اجبار به عقدش درآمده بودم دوست نداشتم با وي زندگي کنم. چند روز قبل از حادثه با مردي آشنا شدم که به عنوان مسافر سوار ماشينش شده بودم، وقتي داشتم پياده مي شدم شماره تلفنش را به من داد و روز حادثه با او تماس گرفتم. مرد جوان به خانه ما آمد، من و مرد راننده نقشه قتل شوهرم را کشيديم، وقتي شوهرم به خانه آمد، ابتدا در غذايش داروي خواب آور ريختم. بعد از ناهار وي خوابيد، به خواب عميقي فرو رفته بود. من هم دستمالي را برداشتم و دور گردنش پيچاندم و آنقدر فشار دادم که خفه شد. بعد وسايلم را جمع کردم و به اتفاق دخترم و مرد راننده از خانه خارج شديم، اما مرد راننده دوباره به منزلمان برگشت تا خانه را به آتش بکشد و بعد به شمال فرار کرديم. چند روز بعد از اين اتفاق به شدت پشيمان شدم و به خاطر عذاب وجداني که داشتم به تهران برگشتم و خودم را به پليس معرفي کردم.

پس از صدور حکم قصاص براي اکرم و تاييد آن در ديوان عالي کشور و انجام استيذان پرونده اين زن نيز به شعبه اجراي احکام فرستاده شد. در اين هنگام اولياي دم شوهر اکرم اعلام کردند در صورتي که زميني را که پدرشان به عنوان شيربها به پدر اکرم داده پس بگيرند، حاضر هستند از قصاص اکرم گذشت کنند، اما خانواده اکرم قبول نکردند زمين را پس دهند.

به جز شهربانو و اکرم شنيده شده سهيلا زن 28ساله که فرزند پنج روزه اش را به قتل رسانده و جسدش را مثله کرده است نيز در ليست اعداميان 15اسفندماه قرار دارد. سهيلا که يک زن خياباني بود در جلسه محاکمه اش و در دفاع از خود، روزهاي سياه زندگي اش را تشريح کرد و درباره انگيزه اش از قتل گفت؛ وقتي خيلي جوان بودم از خانه پدري فرار کردم، جايي که برايم مثل جهنم بود، مي خواستم زندگي خوبي داشته باشم اما هيچ کس نمي داند در اين سال ها بر من چه گذشت و چند بار مورد آزار و اذيت گروهي قرار گرفتم. من هيچ پناهگاهي نداشتم.

وي افزود؛ فرزندم حاصل يک رابطه نامشروع بود و براي اينکه او دچار سرنوشت من نشود، کشتمش. پدر او مردي معتاد است که يک سال به من پناه داد و به همين خاطر هم نمي خواهم معرفي اش کنم و گرفتار شود.در جلسه محاکمه نماينده دادستان تهران به عنوان ولي دم قهري عليه سهيلا اعلام شکايت و براي وي تقاضاي قصاص کرد و مطابق اين خواسته قضات شعبه 71 دادگاه کيفري اين زن را به اتهام قتل فرزندش به مرگ محکوم کردند.

خبر اعدام سهيلا از سوي مقامات قضايي تاييد نشده اما شنيده شده که وي نيز در ليست اعداميان قرار دارد.


کارها

اطلاعات

6 جواب

14 07 2008
محمد

سلام
واقعاً وحشت‌ناك است. هر چند اين وحشت همچون گراني و صفوف طولاني براي تهيه‌ي اغذيه‌ي ضروري و
وحشت مترو و كارهاي احمدي‌نژاد ديگر دارد امري روزمره مي‌شود. امري روزمره مانند همه‌ي امور زندگي يك
ايراني دربند حكومت نفتي و رانت‌خوار ايران.

4 10 2008
بی خیال اسم!

مرگ برای کشتن یه زنا زاده؟
این واقعا عدالته؟ آیا باید اون بچه بزرک میشد ویه بدبخت به بدبتخ های ایران اضافه میشد؟

24 02 2009
امید

به نظر من هیچ یک از این متهمین مجازات اعدام ندارند …چرا؟
1- عدم ثبات روحی در بین جامعه
2- تشنجات گسترده روحی وروا نی در بین اقشار گو ناگون و بیعدالتی در سطوح مختلف
4- عدم آموزش همگا نی و رایگان از طریق رسا نه ها ( مخصو صا رادیو و تلویزیون) رادیو تلویزیون تبلیغ فروش پوفکش از هر چیز بیشتر است تا اصول زندگی …آنهم در قا لب سر یا ل های متنو ع و شاد …. تبلیغا ت غم سازی در صدا و سیمای ما بیشتر از هر چیز دیگر است
شما در تصا دمات خودرو ها در جا معه نگاه کنید ….فقط حرف و نصیحت و تهدید …هرگز از بعد اصولی در این زمینه کار نشده است و برای همین روز به روز حا دثه ها بیشتر وبیشتر می شود

وووووووووووووووووووووووووووووووووو……………………..

27 04 2009
امید

میدونی انتشار این اخبار باعث میشه که جایگاه زن را در جوامع اسلامی بهتر بشناسیم. تا کی قراره فقط ظاهر حادثه ملاک قضاوت قرار بگیره نمیدونم.؟ چرا کسی از مسئولین دنبال عوامل چنین اتفاقاتی نمیگرده.؟ جایگاه جامعه این وسط کجاست؟ چرا زندگی برای زنان یی بضاعت اینقدر سخته که مجبور میشند در این شرایط بد قرار بگیرند.؟

4 07 2009
ف

آزار دهنده بود اما بیشتر از همه اینکه خانواده‌ای مرگ دخترشان را به برگرداندن زمینی که به عنوان شیربها بوده ترجیح میدن. اگه واقعا اینقدر از دخترشون متنفرن چرا به دنیاش آوردن تا اینقدر زجر بکشه. این پدر و مادرا از زناکار بدترند!

5 08 2009
شیدا

نفرین بر فقر نفرین برتعصب ونادانی که مسبب همه بدبختی جامعه است

دیدگاه‌تان را بنویسید: